لطف على سليمى

74

كهكشانها در قرآن ( فارسي )

وچون ما قدرت درك وبيان صفات ثبوتيّه ويا سلبيه ( خدا ) را نداريم بنابراين توصيف صفات أو را از گفتار خودش ويا از قول أنبياء وأئمة معصومين عليهم السّلام گرفته وتفكر ودراكه‌مان را تقويت مىنماييم . مثلا مىدانيم أو هم بديع است ، هم فاطر است ، هم رب السماوات ، هم أول است ، هم آخر است ، هم ظاهر است ، هم باطن است ، هم عليم است ، هم سميع است ، هم بصير وهم خالق است وهمه چيز عالم هستى از اوست وغير أو هيچ‌كس وهيچ‌چيز اين قدرت را ندارد ، مثلا آسمانها را بسازد ويا انسانها وحيوانات وزندگى و . . . و . . . را خلق كند ، لذا همان‌طورىكه خودش اين لفظ را به كار برده ما هم مىگوييم . « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » . در آيهء بعدى بازهم به نحو ديگرى اشاره به قدرت خلاقيتش در اجرام بيشمار آسمانها وزمين وروزى رسانيدن به زمينيان كرده مىفرمايد : لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ . كليدهاى يك‌يك اجرام آسمانها وزمين در دست اوست . مقاليد جمع مقليد ( بر وزن اقليد ) به معنى كليد است واين كلمه در بسيارى از مواقع به صورت كناية از تسلّط كامل بر چيزى بكار مىرود . مثلا گفته مىشود كليد اين مشكل در دست فلانى است يعنى فقط فلانى مىتواند اين مشكل را حل كند . در اينجا چون كلمه مقاليد به صورت جمع مكثّر ودر مقابل « السماوات » كه جمع آسمانها وزمين آمده از متن آية چنين به نظر مىآيد هر اندازه كه آسمانها ( كهكشانها ) شمارش بشود براي هر كدام كليد مخصوص خود را بايد داشته باشد . واز طرفي بكارگيرى مقاليد براي سماوات شايد بدان منظور باشد . چون قفلى كه به درب يك ساختمان ويا انبارى مىزنند جهت حفاظت ومكتوم نگهداشتن محتويات داخلي آن ساختمان است . وشايد مراد از « مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ » به معنى خفيّات ريزه‌كاريها وجزئيات صنايع محير العقول اجرام داخلي وسيستم ساختار نحوهء تكويني ودبيريت أمور نظام فردى واجتماعي و . . . اجرام ريز ودرشت آسمانها باشد